تبليغاتX
در آغوش خورشید - رفتن رسیدن است

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است

ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است

 

تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما ، در خود چکیدن است

 

ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم

پرواز بال ما ، در خون تپیدن است

 

پر میکشیم و بال ، بر پرده خیال

اعجازذوق ما ، در پر کشیدن است

 

ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش

آیین آینه ، خود را ندیدن است

 

گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را ، تنها ، شنیدن است

 

بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما ، از کال چیدن است

                                         زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده توسط محبوبه در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 18:29 |