تبليغاتX
در آغوش خورشید - لیلی زیر درخت انار

لیلی زیر درخت انار نشست .

درخت انار عاشق شد ، گل داد ، سرخ سرخ .

گلها انار شد ، داغ داغ .

هر اناری هزار تا دانه داشت .

دانه ها عاشق بودند ، دانه ها توی انار جا نمیشدند .

انار کوچک بود . دانه ها ترکیدند . انار ترک برداشت .

خون انار روی دست لیلی چکید .

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید . مجنون به لیلی اش رسید .

خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود . کافی است انار دلت ترک بخورد .

+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 11:43 |